سه شنبه 16 شهریور 1389   
 
 
 
مديريت محتوا
 
نمونه هایی از تبدیل اندیشه ها به تصاویرو نماد ها درایران باستان (خطوط هیروگلیف )
 
انسان برای اینکه بتواند اندیشه های درونی خود را نمود بیرونی دهد و آنها را ماندگارکند، پای به عرصه نگارش گذاشت. تصاویری واقعی از زندگی خود و دیگران ، محیط زیست، اعتقادات ، آیین های مذهبی، رقص های جادویی ، صحنه های رزم وشکار را برای ارتباط کتبی ترسیم کرد و با این کار، خط تصویری را آفرید ، به تعییری شروع به نماد آفرینی ونمادگذاری با توجه به مقتضیات محیط زیستی دوران خود کرد. نیازهای اجتماعی و روانی روبه تزاید ، او را به روش تصویرنگارى که ابتدا رسم تصاویر اشیاء ساده بود واداشت و این سیر تعالی طی سالیان طولانی باعث گردید تا تصاویر اشیایى شبیه به اندیشه‌های خود را خلق نماید.
 کم کم اندیشه انسان نسبت به محیط و زندگی خود و دیگران گسترش یافت و از طرف دیگر بوم های موجود درغارها،کوه ها و دره ها برای تبدیل اندیشه به تصویر و نمادها کم بود ، تا جایی که آنها حتی مجبور می شدند مسافت های زیادی را طی کنند تا بتوانند برسنگ های مناسب (بوم ها) اندیشه های خود را درقالب تصاویر یا نماد ها حکاکی(Petroglyphs) (حک با سنگ های سخت ، استخوان حیوانات ، فلزات) یا تصویر(Pictographs) درون غارها (با رنگ گیاهان ، خون حیوانات یا گل اخری) کنند .
در پژوهش پنج ساله در ایران دقیقاً به این یافته ها رسیدیم، تا جایی که این روند یکی ازابزارهای مناسب جهت کشف نقوش برای ما شده بود .وقتی در یک منطقه محدود در ایران با بیش از 21000 مورد نقوش گوناگون که طی دوره های مختلف حکاکی شده اند مواجه می شویم ، خود سندی برتایید فرضیه ی مذکوراست. نمادها وتصاویر در گام های اولیه نوعی علامت گذاری جهت هویت سازی است، ابزارهایی جهت ارتباط و تبادل اندیشه ها در قالب های مختلف بین انسان ها در ادوار مختلف کهن از زندگی بشر تا کنون بوده است. انسان از گذشته های دور باحکاکی(Petroglyphs ( در بیرون و درون غارها و نگارش با رنگ(Pictographs) درون غارها اقدام به انتقال پیام های خود در قالب اندیشه های تصویری در اکثر نقاط داشته است و هرکدام از این نقوش و علایم ازمعنای خاصی در دوره خود برخوردار بوده است. نمادها و تصاویر موجود در غارها و کوه های ایران ، همه زبان تصویری و اندیشه نگارند که بستر پیدایش تاریخ ، هنر ، زبان ، خط و فرهنگ کهن مردم ایران زمین هستند، یا به تعبیری خطوط ایدئوگرام هستند. (اندیشه نگارند)
 
سنگ نگاره های تیمره و کهکشان راه شیری. نمونه عکس های سنگ نگاره های تیمره، ارسالی به UNESCO
 
  در قرن هفتم قبل از میلاد با پیدایش الفبای اتروسکی که خود مبتنی بر الفبای یونانی بود پلی میان الفبای یونانی و لاتین برقرار گردید اولین الفبای لاتین نفوذ سبک الفبای اتروسکی بر آنها را بخوبی نشان می دهد. الفبای لاتین از زمان آغاز پیدایش خود تاکنون تغییر عمده ای نکرده اند در این میان الفبای گوتیک و الفبای رونی استثنا هستند. کلمه «رونی» به معنای رمز است و این الفبا که دارای سبکی مزین میباشد ظاهرا از نمادها علائم اختصاری و برخی نشانه های رمزی ساخته شده است. هر یک از گروههای انسان های اولیه زبانی خاص خود داشتند که در طی زمان به انحاء گوناگون راه تکامل را طی کردند. مثلا اقوام اینکا به منظور برقرار کردن ارتباط با یکدیگر از ریسمان های رنگین که به شیوه های گوناگون آنها را گره می زدند استفاده می کردند.
 

     یک بوم پراز نقوش گوناگون ، بقدری نقوش طی دوره های طولانی بر روی هم تکرارشده اند که جای خالی برآن نخواهیم یافت.
 
تعداد گره های موجود در این ریسمانها دارای معنای خاصی بود. این ریسمانها که در زبان بومی پروئی «کوئیپو» نام داشت توسط افراد خاصی که به همین منظور تعلیم دیده بودند گره زده می شد و تنها همانها نیز بودند که میتوانستند معنای آنها را تعبیر کنند. «چوب خط» که عبارت بود از قطعه چوبی که چند نقطه آن کنده شده بود نه تنها به عنوان اعلام جنگ توسط استرالیائیها به کار می رفت بلکه در تجارت نیز از آن استفاده می کردند. با دیدن سنگ نگاره ها در غار ها ، دره ها و کوه های ایران می توانیم این نماد ها را در قالب های گوناگون ببینیم. متاسفانه تا کنون از آنها بی اطلاع بوده ایم. تعمق ومقایسه آنها با نمونه های کشف شده در غارهای آلتامیرا در اسپانیا و لاسکو و کرکس در فرانسه و... به راحتی پی به پیوستگی پیام و عظمت آنها خواهیم برد، همه آنها سند تکامل اندیشه بشر درابعاد گوناگون فرهنگی ، هنر، خط و زبان هستند.
آخرین تحقیقات انجام شده درایران توسط پروفسور مارسل اُت Perfessor Marcel Ot ، استاد پیش از تاریخ دانشگاه لیژ (بلژیک درسال 82 ) از غارهایی در لرستان، کرمانشاه و فارس بوده که برای اولین بار سالیابی آنها از طریق کربن صورت می گیرد و قدمتی 40 هزارساله برای نقوش غار ((یافته)) در لرستان تشخیص داده می شود و نظریه بسیار غرور آفرینی بیان می کند. هدف اصلی این پژوهش ها یافتن خاستگاه فرهنگ اوریناسی (پارینه سنگی جدید) بوده که در حدود 40 هزار سال پیش ظهور کرده است. مطالعات پروفسور اُت وی را به این نتیجه رسانده که خاستگاه نخستین جوامع نوین انسانی به احتمال قوی در ایران و به احتمال ضعیف تر در افغانستان است. یکی از قدیمی ترین تاریخ گذاری های موجود که از طریق سن سنجی رادیو کربن برای این فرهنگ پیشنهاد شده مربوط به غاری به نام «یافته» در لرستان است که به حدود 40 هزار سال پیش باز می گردد. بااین کشف و تحقیق ، فرضیه ی این که از اروپا آریایی ها به ایران آمده اند کم رنگ می شود و این نظریه مطرح می شود که چهل هزارسال پیش اقوام آسیایی به اروپا مهاجرت کرده اند. ( جهت حفظ امانت داری، نگارنده عین سخن مارسل اُت را در زیر می آورد)

پرفسورمارسل اوت

چرا ایران را برای ادامه پژوهش های خود انتخاب کردید؟

من به این دلیل به ایران سفر کردم که تصور می کنم این کشور می تواند اطلاعات بسیاری درباره خاستگاه های انسان مدرن اروپا ارائه کند. مهاجرت انسان نوین به اروپا در حدود 40 هزار سال پیش رخ داد و منشأ آن خارج از اروپا بود. من برخلاف بسیاری از همکارانم که معتقدند این جابه جایی جمعیتی ریشه در آفریقا داشته، فکر می‌کنم منشأ آن آسیایی باشد. تاکنون پژوهش هایی در مناطق مختلفی از آسیا انجام داده ام. اما با توجه به مطالب منتشره و مطالعاتی که شخصاً درباره ایران صورت دادم، بر من آشکار شد که این کشور، ظاهراً، در کانون تحولاتی قرار داشت که اروپا را نیز در بر می گرفت. برخی از محوطه های باستانی این دوره در ایران کشف شده اند. اما برای روشن شدن این موضوع باید پژوهش های میدانی جدیدی انجام گیرد. علاوه بر این، تصور می کنم این تغییر جمعیتی که پس از نئاندرتال ها روی داد با پراکنش زبان های امروزین مرتبط است. به بیان دیگر تاریخ واقعی کشورهای اروپایی طی چنین روندی، در زمان مذکور و دقیقاً در ایران آغاز شد. پس ازاین تغییر، ما شاهد تحولاتی درساختار جسمانی (یعنی ظهورانسان نوین)، تحول در فن آوری و همینطور رفتارهای نمادین مثل پیدایش هنرهستیم. پس از آن ارتباط نوینی بین انسان و طبیعت ایجاد شد، زیرا در همین زمان است که انسان سلطه خود را از طریق خلق تصاویر و ساخت سلاح از موادی غیر از سنگ، مثلاً با استفاده از شاخ گوزن، برطبیعت تحمیل می کند. معمولاً شدت و دوام هر تحولی حاصل یک ایمان است و در غیر اینصورت چنین تحول انسانی نخواهد بود.)) نقوشی را که درتحقیق پرفسورمارسل اوت سالیابی شده، اغلب نقوش گوزن های ایرانی و بزکوهی بوده است که متاسفانه نسل آن گوزن ها ( زرد ایرانی ، شوکا و مارال ) در ایران منقرض شده است.نگارنده تاکنون 116 مورد نقوش گوزن های شوکا ، زرد و مارال درایران کشف کرده که از نوع حکاکی ضربه ای(پیکسلی ) است. اغلب آنها در فضای اولیه غارها و فضای باز کوه ها و دره های نقاط مختلف ایران طی دوره های مختلف حک شده اند. نقاط کشف شده بدین قرارند: : بیرجند (لاخ مزار) ، خراسان (نهبندان , بجنورد)، یزد (ارنان ، طبس) ، سیستان و بلوچستان ( نیک شهر و سراوان)، اصفهان (غرقاب و کوچری گلپایگان ، باغبادران و ویست خوانسار) ، لرستان (همیان کوهدشت ، خمه الیگودرز ،  میهد بروجرد)، اراک (ابراهیم آباد ، یساول کمیجان ، احمد آباد خنداب، دره دربر تفرش و تیمره خمین)، همدان ( مریانج ، دره شهرستانه الوند ، دره گنجنامه ، مهرآباد و خوشیجان ملایر ) کرمان(میمند ، شاه فیروز سیرحان)، آذربایجان شرقی (ارسباران) ، کردستان (دهگلان و سارال) ، اردبیل (مشکین) ، تهران (شهریار روستای دولت آباد کوه کفترلو) قم( کهک) . در شهریور سال 86 آقای جمال لحافیان از پژوهشگران نقوش صخره ای کردستان از پرفسور مجیدخان" (دکترای نقوش صخره‌ای اهل پاکستان) که عضو سازمان استرالیایی هنر صخره‌ای AURA است ، جهت مطالعه برروی سنگ نگاره های محوطه های : اورامان ، دهگلان، دیواندره و بیجار دعوت به عمل آورد ، پس از یک دوره کوتاه مطالعه و تحقیق بر روی آنها ، قدمتی برابر سه تا ده هزارسال بر آنها تشخیص داده شد. نکته جالب توجه اینکه در بین نقوش موجود در سنگ نگاره های ایران تصاویر هیروگلیف عمودی و افقی به تعداد زیاد کشف شده که ما بین بعضی از تصاویر، نمادهای رمزی وجود دارد که این نمادها بیشتر شباهت به دایره ، لوزی ، خطوط مستقیم و مارپیچ ، نقطه چین های سه ردیفی هفت یا نه تایی و بعضی خطوط مستقیم که در ابتدا یا انتهای آنها دایره های کوچک است، دیده می شود . در بین نقوش تصویر های کنده کاری شده انسان درحالت های مختلف به ویژه در حال دست به کمرزده که نمادی از اقتدار و قدرت است زیاد دیده می شود . خطوط هندسی عیلامی ، پهلوی اشکانی و ساسانی هم به چشم می خورد که بیشترین نمادها ، علایم خطوط هندسی هستند که در کنار یا اطراف دیگر نقوش حک شده اند. در سال 1968 میلادی توسط انجمن آثار ملی ایران بوسیله نامه ای از پرفسور گیرشمن Ghirshman , Roman خواسته شد تا مطالعاتی برروی نقوش صخره ای ایران داشته باشند که ایشان درجواب گفتند: (( در طول جستجوهایی که در باره ی کارهای مربوط به غارهای میهن شما انجام یافته ، اعم از آنچه اینجانب در کوه های بختیاری به عمل آورده ام و یا آنچه پرفسورکون در بیستون و البرز و بیرجند خراسان معمول داشته و همچنین آنچه بوسیله دانشمندان امریکایی در افغانستان صورت پذیرفته ، در هیچ جا نقاشی ها بر روی بدنه کوهستان مشهود نیفتاد)). اما امروز ما طی پنج سال موفق شده ایم بیش از 50000 مورد سنگ نگاره درقالب اطلس تعریف شده شناسایی و حتی مکان نمایی کنیم. این بی انصافی است که این همه عظمت را نا دیده بگیریم و برای اثبات آغاز هنر و اختراع خطوط و علایم اولیه بشر در ماقبل تاریخ صرفاً به یافته هایی در غرب و مصر استناد کنیم و از داشته های خود بی اطلاع باشیم.
 - نقوش دایره : دایره در وهلة اول نقطه ای است که گسترش یافته، سمبولیسم با تفسیر نمادین آن در برگیرندة مفاهیم کمال، یکپارچگی و نبود هر نوع تمایز و تفکیک است. علاوه بر مفهوم کمال که به طوری ضمنی در دل نقطة ازلی وجود دارد، دایره نمادی از خلاقیت، یعنی خلق جهان در مقابل خالق نیز هست. دو بر متحد المرکز، نمایانگر طبقات و سلسله مراتب وجودند. حرکت دایره ای کامل و تغییر ناپذیر است، بدون آغاز، بدون انجام و لایتغیر و به همین خاطر است که دایره نمادی از زمان می باشد. زمانی که به عنوان مجموعة زنجیره واری از لحظات که به نحوی پی در پی، بدون تغییر و تشبیه یکدیگر به دنبال هم تکرار می شوند. تعریف شده است. علاوه بر این، دایره که نمادی از حرکت پیوسته و مدور آسمان می باشد. با الوهیت نیز در ارتباط است. در مرتبة بالاتری از تغییر آسمان نیز خود به نمادی بدل می شود، نمادی از جهان معنوی، نادیدنی و متعالی، با این همه، دایره در معنای مستقیم تر نشان دهندة آسمان کیهانی است. به خصوص آن هنگام که آسمان در تلاقی با زمین قرار می گیرد و با آن هماهنگ می شود. دایره با حرکت پویای خود نمایانگر تغییرات زمینی است. و نمادی از حرکت است. در متن های کهن آمده است که خداوند همچون دایره ای است که مرکزش همه جا و محیطش هیچ کجاست. دایره ساده ترین منحنی و در واقع کثیرالاضلاعی است که دارای بی نهایت ضلع می باشد. قرار گرفتن حتی یک نقطه بر محیط آن نشانگر بریدگی در پیوستگی است، زیرا به معنای آغاز یا پایانی است که زائل کنندة مفهوم ابدیت می باشد. از سوی دیگر، حتی اگر زمانی فرا رسد که وسایل نقلیه بتوانند بدون استفاده از چرخ عمل کنند باز هم حرکت بدون وجود دایره امکان پذیر نیست، زیرا در ان زمان نیز همچنان بلبرینگها و توربین های مدور هستند که زایندة حرکت خواهند بود. دایره بیش از هر شکل هندسی دیگر در هر آنچه با حرکت و پویشی سروکار دارند حضور پیدا می کند. استفاده از وجود دایره در اولین خط های ابداع شده توسط انسان و همچنین در اولین کوشش کودکان جهت ایجاد ارتباط با یکدیگر، حتی قبل از اینکه علائم معمول ارتباطی را بیاموزند مشاهده شده است.

  
 - نقوش مربع: مربعی یکی از اشکال هندسی است که بیش از هر شکل دیگر به عنوان جهانی ترین صورت در زبان نمادها به کارگرفته شده است. بر طبق نظر فیثاغورث مربع نمایندة وحدت گونه ها و نشان دهندة برابر یک چیز با خودش به نحوی نامتناهی است و نتیجتاً می تواند نمادی از عدالت قانون تلقی شود که همه را به یک چشم می نگرد. از نظر افلاطون مربع نمایندة هماهنگی است که عالیترین فضلیت به شمار می آید؛ شناختی کامل که شخص می تواند از طریق آن به حقیقت مطلق دست یابد. این شکل پر از رمز و راز است و ثبات گراست. همراه با مستطیل که خود زایندة آن است معماران، و هنرمندان زیادی از سراسر جهان را در طول تاریخ الهام بخشیده و آنان را به ابداع سطوح و ساختمان های سه بعدی واداشته است. مربع همراه با دایره، مثلث متساوی الاضلاع و صلیب نشأت گرفته از خود مربع یکی از بنیادی ترین شکل های نمادین به شمار می رود. مربع شکلی ایستا و ثبات گراست که اضلاع و زوایای برابرش احساسی از سکون، استحکام، حصار، منزل، کمال و استقرار بر می انگیزند. با این همه هنگامی ک یکی از اضلاع یا زوایای این شکل خمش پیدا می کند، به نحوی شگفت انگیز شکلی دیگر حاصل خواهد کرد. واقعیت تنها به کمک مربع قابل بیان است.

 
- نقوش مثلث:
مثلث متساوی الاضلاع بیانگر الوهیت، هماهنگی و تناسب است. این نماد به عدد اشاره دارد و بدون ارتباط با سایر شکل های هندسی به طور کامل قابل فهم نیست. در واقع تمام اشکال را می توان از طریق ترسیم خطوطی از مرکز به زوایای آنها به مثلث هایی تقسیم کرد. مثلث تشکیل دهندة قاعده هرم است. همچنانکه هر زایشی با تقسیم صورت می گیرد، بشر نیز قابل مقایسه با مثلث متساوی الاضلاع است که به دو مثلث قائم الزوایه تقسیم شده باشد. هر مثلث به عنصری خاص مربوط می شود: مثلث متساوی الاضلاع با زمین، مثلث قائم الزاویه با آب، مثلث مختلف الاضلاع با هوا و مثلث متساوی الساقین با آتش، مثلث متساوی الساقین که زاویة رأس آن 108 درجه باشد حاوی ارقام با معنایی است و هماهنگی خاص در خود دارد. مثلث که با خورشید و گندم در رابطه است، نمادی از بارآوری می باشد. مثلث با همین معنا اغلب توسط هندیان، یونانیان و رومیان در قرنیزهای تزئینی ساختمان ها به کار رفته است. مثلث همچون چند وجهی هایی که از خود مثلث متساوی الاضلاع تشکیل می شود.
 
   
 

- پیکتوگراما ها : یا تصاویر ساده این نوع از نوشته ها، عمدتاً از عناصر پیرامون ما می باشند، مثلاً تصاویری از اشیاء مختلف، گیاهان، حیوانات و انسان. این نوع نشانه ها با برداشتی از نمادهای طبیعی تهیه شده است که به شکلی زیبا و در عین حال گویا، ساده شده اند. مثلاً فرم یک میوه که با چند خط ساده نمایش داده شده است. پیکتوگرامها معمولاً برای بیان تصویری ساده و روان مورد استفاده قرار می گیرند. این مفاهیم می تواند هشدار دهنده، راهنمایی کننده و یا اشکال دیگری باشد. به عبارت دیگر با استفاده از این نمادهای تصویری می توانیم به ایجاد یک ارتباط تصویری دست یابیم.
 
 
1 - Mon, Aug 25, 2003- دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۲ ، روزنامه ایران ، فریدون بیگلری
 ۲- همان منبع
۳- سایت پایگاه خبری هنرایران - الهام دهقان