سه شنبه 16 شهریور 1389   
 
 
 
مديريت محتوا
  
 
مطالب وعکس هایی که در زیر آورده شده، عین گزارش و تصاویری است که دوست خوبم جناب آقای محسن جمالی طی تفحص و تحقیق بر روی سنگ نگاره های محوطه کوچری گلپایگان به آن دست یافته اند. از زحمات و حس فرهنگ دوستی آن عزیز سپاسگزارم.
 
باکمال احترام- محمد ناصری فرد
 
 
 
 
 

خط پهلوی یکی از خطوط مورد استفاده در ایران باستان بوده است.این خط در دوران ساسانیان رواج زیادی داشته و به دو صورت پهلوی معمولی در اوایل دوران ساسانیان (حدودا هزار و هشتصد سال پیش) و پهلوی تحریری در اواخر دوران ساسانیان(حدودا هزار و چهارصد سال پیش) نوشته می شده است.در پایان مطلب در مورد خط پهلوی توضیحاتی داده شده است.

پس از کشف سه سنگ نوشته پهلوی در بهار امسال در مجموعه سنگ نگاره های کوچری گلپایگان ،موفق به کشف یک کتیبه پهلوی گرافیکی دیگر شدیم. این کتیبه که بسیار هنرمندانه حکاکی شده است ،بصورت عمودی بر روی تخته سنگی که به سمت مشرق با شیبی حدودا سی درجه ای وجود دارد .متن آن به علت قدمت بالا به سختی قابل مشاهده است و فقط در شرایط مناسب نوری می توان آنرا دید.در سنگ نگاره های گلپایگان با کشف اخیر پنج کتیبه پهلوی وجود دارد که دو تای آنها کتیبه پهلوی معمولی و سه تای دیگر پهلوی تحریری هستند و از این لحاظ در کشور ممتاز است.

در این مطلب اشاره کوتاهی به سنگ نبشته های پهلوی گلپایگان می کنیم.

نخست سنگ نگاره تازه کشف شده:

این سنگ نگاره که در یکی از کوههای کوچری توسط گروه پژوهشگران سنگ نگاره های گلپایگان کشف شد بر روی تخته سنگ یکپارچه بسیار بزرگی در جهت شرق وجود دارد.خطوط آن بسیار ظریف و هنرمندانه نوشته شده است ولی هوازدگی زیاد آن به علت نداشتن شیب مناسب و نیز عمق کم حکاکی باعث شده که کاملا همرنگ سنگ بستر شود و فقط در شرایط نوری مناسب و با دقت بسیار می توان آنرا دید.این سنگ نبشته به نظر می رسد دارای سه خط پهلوی تحریری جدا از هم حدودا به طول سی و پنج سانتیمترباشد که از بالا به پایین نوشته شده است. به امید خدا در آینده ای نزدیک شاهد ترجمه متن آن توسط کارشناسان پهلوی شناس باشیم.
 
                                                                                     
 
               

سنگ نبشته پهلوی تنگ غرقاب :

این سنگ نگاره که هم اکنون در مسجد جامع گلپایگان نگهداری در شرایط بدی نگهداری می شود قبلا در تنگ غرقاب گلپایگان بر روی سنگی به شکل لوزی ناقص و بادامی شکل وجود داشت.قطر بزرگ لوزی حدود یک متر و قطر کوچک آن نیم متر است و شیوه حکاکی آن به وسیله کوبش سنگ بر سنگ به وجود آمده است. خطوط این نگاره به موازات افق نیست که این به خاطر وضعیت لوحه سنگ است که قطر بزرگ آن با افق زاویه ای در حدود 45 درجه تشکیل داده است.تصویراین کتیبه در سال 1371توسط دکترفرهای برای ترجمه در اختیار استاد فریدون جنیدی قرار گرفت که واژگانی از آن خوانده شد اما به خاطر مشکلی کار و شکستگی های کتیبه پیام آن مشخص نشد. در ادامه دکتر فرهادی سراغ دیگر استادان پهلوی شناس رفت و کار تحقیق بر روی متن را به استاد رسول بشاش ارائه کرد.جناب بشاش بر اساس شیوه رسم الخط آن کتیبه آنرا به اواخر دوره ساسانی و اوایل اسلام برآورد کرد و متن آنرا از نظر زیبای متن و غرابت موضوع از سنگ ها قبور کمیاب ارزیابی کرد و ترجمه روان آنرا اینگونه معرفی کرد:
" این سه چیز را همیشه به خاطر بسپار:راغ خاک ،دریای آب ،آتش هیزم " این سنگ نبشته دارای خط پهلوی معمولی(گسسته) است.این کتیبه حدودا1500سال قدمت دارد.
 
 
 
سه کتیبه پهلوی کشف شده در بهار سال جاری:

این سنگ نبشته  که توسط گروه پژوهشگران سنگ نگاره های گلپایگان در اوایل امسال کشف شد دارای سه کتیبه پهلوی جداگانهمی باشد که یکی از آنها پهلوی گسسته یا معمولی است و دو تای دیگر آن پهلوی کرافیکی(تحریری یا کتابی) است . کتیبه اول بر روی سنگی در حدود 80سانتیمتر در یک متر قرار دارد که هم پهلوی گرافیکی و هم پهلوی گسسته بر روی آن وجود دارد(مجموعا سه خط).بر روی این تخته سنگ نقش بز کوهی نیز به چشم می خورد. در کتیبه دوم که حدودا 50 در 40 سانتیمتر است چهار خط پهلوی گرافیکی وجود دارد،در کنا این خطوط نقش چند بزکوهی هم به چشم می خورد. اما کتیبه سوم حدودا 30در 30 سانتمیتر اندازه دارد دارای پنج خط پهلوی گرافیکی کوتاه است.ای سه کتیبه در کنار هم با شیبی حدودا 30 درجه ای نسبت به افق در جهت جنوب شرقی جلوه نمایی می کنند .این سه کتیبه نیز در دست ترجمه می باشد.

 
 

به راستی نگارنده این آثار بی بدیل  چه کسانی بوده اند؟ چه در ذهن داشته اند؟ و در چه شرایطی نوشته اند؟هنرمندان روزگان کهن بر اساس چه اعتقاداتی بر روی سنگ می نوشته اند؟ به راستی که چه زیبا نگاشته و چه دل انگیز نوشته اند!

 

خط پهلوی نام یک دستهٔ کلی از دبیره‌هایی است که برای نوشتن زبان(های) فارسی میانه (شامل پهلوی اشکانی) به کار می‌رفته‌اند. تمام این خطها ریشه در خط آرامی دارند[۱] و مانند آرامی از راست به چپ نوشته می‌شده‌اند.

دبیره‌های پهلوی را معمولاً به زیرشاخه‌های زیر تقسیم می‌کنند:

آ)پهلوی اشکانی (کتیبه‌ای و گسسته‌است)

ب)پهلوی ساسانی (یا پهلوی زرتشتی):

{1-پهلوی گسسته (یا پهلوی کتیبه‌ای)          

 2-پهلوی پیوسته (یا پهلوی کتابی)         

ج) پهلوی زبوری یا مسیحی

این دبیره‌ها گرچه اصل و ریشه‌ای یکسان و شباهت‌هایی با هم دارند، تفاوتشان به حدی‌است که جداگانه از آنها یاد شود. خود واژهٔ پهلوی برگفته از پهلو است که خود صورتی از واژهٔ پرثوه (که صورت باستانی واژهٔ پارت است) می‌باشد.

به طور کلی خط پهلوی خطی پر ابهام به شمار می‌رود و ابهام بعضی گونه‌های آن نظیر پهلوی کتابی بیشتر از آنِ بقیه‌است. در گونه‌های منفصل بیشترین جنبهٔ ابهام به علت دلالت یک نویسه بر چندین واج است؛ مثلاً در پهلوی ساسانی کتیبه‌ای نویسهٔ «  » می‌تواند دلالت بر صامت «ر» «و» یا مصوت «او» کند. در گونهٔ متصل علاوه بر این گونه ابهامات مشکل دیگری نیز پدیدار می‌گردد: اتصال چند حرف به یکدیگر باعث شباهت مجموعه حروف به حرفی دیگر می‌شود.

*(خاصیت دیگری که در تمام گونه‌های خط پهلوی وجود دارد وجود هزوارش در نوشته‌هاست. هزوارش که به صورت هزوارشن و اوزوارشن و صورت‌های مشابه دیگر هم در زبان فارسی آمده‌است به این معنی است که در نوشتن متن‌های پهلوی گاه کلمه‌ای را به آرامی می‌نوشتند لیکن هنگام قرائت فارسی می‌خواندند. مثلاً ملک می‌نوشتند و هنگام قرائت شاه می‌خواندند. باید توجه داشت که هزوارش با وام‌واژه تفاوت دارد. وام‌واژه یک عادت زبانی‌است در حالی که هزوارشن تنها یک عادت رسم‌الخطی‌است. برای علت یا دلیل وجود هزوارشن در نوشته‌های پهلوی حدسهای گوناگونی زده‌اند. یکی از این حدسها این است که از آنجا که سنت دبیری خاص آرامیان بوده‌است بسیاری این واژه‌ها در نوشتار وارد شده‌اند اما از آنجا که اربابان این دبیران آرامی نمی‌دانستند این واژه‌ها هنگام برخوانی از بهر ایشان به فارسی برگردانده می‌شدند.)*

خط پهلوی که خطی پر ابهام بود برای ثبت دقیق اصوات مفید نبود و حتی می‌توانست باعث اشتباه در قرائت شود. از این رو در زمان ساسانیان برای نوشتن اوستا خط اوستایی از روی خط پهلوی کتابی ابداع شد. خط اوستایی خطی فوق‌العاده دقیق و بدون ابهام بود و حرفهای آن منفصل بودند (جز چند مورد معدود لیگاتور که اصلی متأخرتر دارند). در بعضی متن‌های پهلوی واژه‌های دشوار و دور از ذهن گاه به خط اوستایی نوشته می‌شدند.

معمولاً ایران‌شناسان برای مطالعه و اندرنگرش متن‌های پهلوی آنها را به خط لاتینی بر می‌گردانند. این برگردانیدن به دو صورت حرف‌نویسی و آوانویسی صورت می‌پذیرد. در مرحلهٔ اول متن را به دبیرهٔ لاتینی حرف‌نویسی می‌کنند و در مرحلهٔ بعد آن را آوانویسی می‌کنند. به خاطر ابهام خط پهلوی حتی حرف‌نویسی متن‌ها هم کار چندان آسانی نیست. در برخی موارد خصوصاً آنِ مربوط به خط پهلوی کتابی گاه بر سر صورت حرف‌نویسی‌شدهٔ‌ واژه میان ایران‌شناسان اختلاف نظر وجود می‌دارد. آوانویسی خط پهلوی هم دشواری‌های زیادی می‌دارد. نخست اینکه در خط پهلوی مصوت‌های کوتاه نشانهٔ جدا و ویژه‌ای نمی‌دارند. دوم اینکه مصوت‌های بلند را گاه به صورت صامت هم می‌توان در نظر گرفت. این دو خصیصهٔ ذکر شده در خط امروزی فارسی هم وجود می‌دارد. (مثلاً شاپور را شاپوَر هم می‌توان خواند) دیگر آنکه در خط پهلوی املای تاریخی و شبه‌تاریخی فراوان یافت می‌شود از این رو صورت نوشتهٔ کلمات لزوماً صورت ملفوظ آنها در زمان کتابت متن نیست.

 

منابع:

کتاب موزه هایی در باد –دکتر مرتضی فرهادی

کتاب موزه های سنگی و هنرهای صخره ای .محمد ناصری فرد 

 

  
 
 
 
 
 
 
 
عین مقاله دوست گرامی جناب آقای مصطفی یاوری که پژوهشی جالب بر سنگ نگاره های محوطه رباط سرخ گلپایگان داشته اند. تقدیم می گردد، نگارنده از زحمات و دقت نظر ایشان تشکر و قدر دانی می کند. امید است با توجه به دانش و زحماتی که بر رصد ستارگان دارند، پژوهش هایی نیز بر فنجان نماها cup marks  که از کهن ترین گاه شماره ها ،جهت نماها و صورفلکی ‍‍‍‍Constellation rock art نیاکان ما از هزاران سال پیش درایران می باشد،نیز تعمق  و مطالعاتی برای نخستین بار درایران داشته باشند.
 
 باکمال احترام.محمد ناصری فرد
 
 
 
 
 درمیان سنگ نگاره های تیمره ‍‍‍‍Constellation rock art یک نمونه از صورت فلکی 
 با قدمت چندین هزار ساله
 
 
.  

به نام خدا

 

گزارش اکتشاف و بررسی سنگ نگاره های گدارسرخ
مصطفی یاوری
دانشجوی کارشناسی فیزیک – دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال.
Info@rasadgah.com

 چکیده

نگاره های سنگی از قدیمی ترین آثار زندگی بشری می باشند، نگاره هایی که با ابزار های ابتدایی بر روی کوه ها  و دیواره ی غار ها نقش بسته اند.کشف این نگاره ها و بررسی دقیق آن ها می تواند اطلاعات بی شماری از تاریخ و جغرافیای محل کشف به ما بدهد.

در این مقاله که گزارشی است از یکی از این مناطق ،  پس از معرفی و بررسی منطقه ، مختصری در مورد چینه شناسی منطقه بحث شده است. همچنین بررسی و گزارش نقوش و نگاره ها نیز مفصلا در این مقاله آورده شده است.

 1)  مقدمه

منطقه ی تیمره به طور عمده به قسمت هایی گفته می شود که شامل گلپایگان و خمین امروزی می شود. وجود سنگ نگاره های بی شماری در این منطقه آن را از نظر خاستگاه خط و هنر در ایران پر اهمیت کرده است.
عمده ی این سنگ نگاره ها در شهرستان خمین و روستاهای غرقاب و غرقن از توابع گلپایگان کشف شده بود. هرچند که هنوز پژوهش های کامل و دقیقی روی آن ها صورت نگرفته است و عمر دقیق نگاره ها نیز اندازه گیری نشده است.
آنچه در این مقاله می آید گزارشی از کشف قسمت جدیدی از این سنگ نگاره ها در منطقه ی گدارسرخ به همراه چینه شناسی سنگ های ناحیه و سنگ هایی که این نگاره ها بر روی آن ها حک شده است می باشد.
2 ) دسترسی ناحیه : منطقه ی گدار سرخ در 28 کیلومتری گلپایگان و 30 کیلومتری موته قرار دارد.گدار سرخ منطقه ای غیر مسکونی بوده و به خاطر وجود معادن سنگ مرمر و سنگ های دگرگونی اهمیت دارد.
محل قرار گیری سنگ نگاره ها از شرق به منطقه ی حیات وحش موته و از غرب به زمین های کشاورزی روستاهای اطراف محدود می شود.
جاده ی اصلی ( جاده ی موته به گلپایگان ) از بین معادن گدارسرخ عبور میکند و سنگ نگاره ها در جنوب جاده قرار گرفته اند.
نگارنده در تاریخ 7 فروردین 1387 به منظور بررسی منطقه از لحاظ آلودگی نوری و پیدا کردن یک منطقه ی مناسب برای رصد آسمان ( یک رصدگاه مناسب برای رصد بارش های شهابی ) در منطقه حضور داشت که در بالای یک تپه با سنگ نگاره ها مواجه شد.
3 ) چینه شناسی : عموم سنگ های ناحیه ی موته از سنگ های دگرگونی می باشند که گرانیت هایی به داخل آن نفوذ کرده ، بنا بر گزارشی که Thiele  و همکارانش در اکتشافات سال 1968 داشته اند مهم ترین این گرانیت ها از نوع گرانیت های بیوتیت دار و گرانیت دومیکا دار می باشند.و سن احتمالی آن راپرکامین اعلام شده است.( امروزه چندین معدن استخراج سنگ در آن منطقه مشغول به استخراج گرانیت می باشند. ) 
این گرانیت ها به وسیله ی تعدادی از دایک های اسیدی سرشار از کوارتز قطع شد و همزمان با تزریق این دایکها ، پیریت های طلادار نیز به صورت رگه های قابل استخراج در منطقه شکل گرفته اند.( بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب ، معادن طلای موته در شمال شهرستان موته تاسیس شده اند که هم اکنون استخراج طلا از آن معادن صورت میگیرد.)
4 ) سنگ نگاره ها : پس از طی 5.3 کیلومتر از جاده ی اصلی به سه تپه بر میخوریم که در شرق جاده ی خاکی قرار دارند.بر روی تپه ها 74 سنگ نگاره با مشخصات زیر وجود دارند :
1-4 ) ارتفاع نگاره ها از سطح زمین : تمامی نگاره ها بر بالای تپه ای با ارتفاع  حدود 200 متر از سطح زمین قرار گرفته اند.ارتفاع نگاره ها از سطح کمتر از 120 سانتی متر بوده و بعضی از آن ها کاملا بر روی زمین قرار گرفته اند.
2-4 )شیب نگاره ها : شیب نگاره ها نیز کاملا متفاوت بوده و از صفر تا 90 متغییر است ، حتی چندین نگاره نیز با شیب منفی وجود دارند. ( تصویر 1 )
 
 
 
3-4 )جهت قرار گیری نگاره ها :عمدتا روی نگاره ها به سمت جنوب غربی بوده ، اما چندین نگاره نیز در جهت های دیگر وجود دارند ، اما روی هیچ نگاره ای به سمت مشرق نیست.
 4-4 ) تعداد نقوش : 74 نقش توسط نگارنده شمارش شده است ، اما با توجه به پراکندگی نگاره ها و همین طور محو شدن تعداد زیادی از نگاره ها بر اثر فرسایش احتمال دارد تعداد بیشتری نگاره وجود داشته باشد.
5-4 ) نوع نقوش : مهم ترین نقوش ، نقش بز کوهی است که از نیم رخ و بدون پرسپکتیو رسم شده است.( تصویر 2 )
    
تعداد زیادی نقوش شبیه به سگسانان و گربه سانان ، ( تصویر 3 )
 
تصویر شماره 3
 
 چندین مورد انسان سوار بر اسب ،( تصویر 4 )
 
 
تصویر شماره 4 
 
 چند مورد انسان در حال شکار ،( تصویر 5 )
 
 

 
تصویر شماره 5
 تیر اندازی با کمان ،
انسان به همراه کمند .
 انسان به همراه نوعی از کمند که دارای دو ریسمان است ،
انسان سوار بر شتر ،
 ساربان شتر ، ( تصویر 6 )
 
 
تصویر شماره6
شتر دو کوهان ،
 شتر تک کوهان ،
جانوران شبیه به خزندگان،       
یک مورد درخت نخل ،
یک آهو که بر خلاف دیگر تصاویر از از نیم رخ رسم نشده است و شاخ هایش از یکدیگر باز است ،( تصویر 7 )
یک مورد بز کوهی با سه شاخ ،( تصویر 4 )
 
 
 یک مورد نگاره ی شبیه به حروف پهلوی که از وسط شکسته است و قسمت شکسته شده ناپدید شده است.
.و طرحی از انسان شبیه به صورت فلکی جبار و یا احتمالا انسانی دارای ابزاری شبیه به نوعی گرز خمیده. ( تصویر 8 )
 
 
 تصویر شماره 8
 
6-4 ) میزان فرسایش : چند نگاره ی بز کوهی در مسیر جریان آب در میان تخته سنگ ها قرار داشته اند که به همین خاطر میزان فرسایش آن ها به حدی زیاد است که به سختی قابل مشاهده می باشند.( تصویر 9 ) بسیاری از نگاره ها بر اثر هوازدگی دارای لبه های غیر واضح هستند. یک مورد شکستگی در سنگ نگاره ها که قسمت شکسته شده ناپدید گشته و یک مورد نیز آسیب انسانی مشاهده شد که بر روی اثر یک نگاره ی فرسایش یافته ی بز کوهی ، یک بز کوهی جدید رسم شده بود.
7- 4 ) اندازه ی نقوش : کوچکترین نقش مربوط به نقش یک بز کوهی است که حدود 6 سانتی متر مربع (2*3) می باشد ( البته به دلیل فرسایش زیاد نمی توان به درستی در مورد آن نظر داد ، ممکن است قسمت هایی از شاخ ها کاملا از بین رفته باشد ) و بزرگترین نقش مربوط به صحنه ای از نبرد دو انسان ( یکی به وسیله ی کمان و دیگری به وسیله ی کمند ) می باشد که  25 در 25 سانتی متر مربع مساحت دارد.
8- 4 )  حکاکی ها : میزان عمق حکاکی ها عمدتا بیشتر از یک میلیمتر و کمتر از 3 میلیمتر می باشد. اما در بعضی از حکاکی ها به دلیل فرسایش عمق قابل اندازه گیری کمتر از یک میلیمتر می باشد. تمامی حکاکی ها به صورت نقاط در کنار هم به وجود آمده است ، فرو رفتگی نقاط در بالا بیشتر از پایین است و این نشانگر این است که نقاط به صورت مایل و نه مستقیم حک شده اند ، همچنین ضربه ها از پایین به بالا بر روی ابزار حکاکی وارد آمده است.
نقاط به صورت منظم در کنار هم قرار نگرفته اند و عموما نقاط با یکدیگر هم پوشانی دارند.
هیچ یک از نقوش به روشی غیر از نقاط در کنار هم به وجود نیامده اند و تنها در یک مورد که در عنوان 6-4  به آن تحت عنوان آسیب انسانی به نگاره ها اشاره شد ، بر روی یک مورد بزکوهی که به روش نقاط در کنار هم  ( پیکسلی ) به وجود آمده بوده ، با کشش یک ابزار نوک تیز یک طرح کششی از یک بز کوهی رسم شده است.
 
 
تصویر شماره 9
 
9- 4 ) قدمت نگاره ها : بررسی دقیق قدمت نگاره ها تنها به روش رادیو کربن امکان پذیر است( طیف سنجی عمومی و شتاب دهنده)4 ، اما با توجه به میزان فرسایش سنگ ها میتوان حدس زد که نگاره ها در سه بازه ی مختلف رسم شده اند ، نگاره های دوره ی اول که با توجه به نقوش میتوان آن ها را به دوران قبل از شروع شکار نسبت داد عموما نقش بزکوهی است که بر اثر فرسایش از بسیار ازبین رفته اند.
نگاره های دوره ی دوم را که بسیار شبیه به نقوش تمدن عیلامی هستند متشکل از چندین نگاره ی انسان ، چندین بز کوهی ، سگ سانان و گربه سانان ، جانوران شبیه به خزندگان می باشند ، این نگاره ها نیز فرسایش زیادی داشته اند اما همچنان قابل تشخیص می باشند.
گروه سوم نگاره ها که عمدتا سالم ترین نگاره های این مجموعه می باشند شامل ساربان شتر ، چند شتر یک کوهان ، شتر دوکوهان و درخت نخل می باشد.نگاره های این گروه با حکاکی های عمیق تر و همین طور دقت و نظم کمتری در فاصله ی بین نقاط به وجود آمده اند.
5 )  بررسی دقیق نگاره ها نشان داد که نقش بزکوهی نقش غالب در بین این نگاره ها می باشد. که با توجه به بررسی دیگر نگاره های ایران این امر بسیار محمتل می نمود.سنگ نگاره هایی که در سراسر ایران پراکنده اند نشان از تاریخ کهن این سرزمین دارند. لازم است که با روش های نوین علمی همچون رادیوکربن زمان دقیق این حکاکی ها مشخص شود تا به این وسیله اطلاعات دقیقی از زمان شکل گیری خط نوشتاری به دست آید. همچنین بررسی های دقیق بر روی نقوش آن ها نیز میتواند راهگشایی در زمینه ی تاریخ هنر باشد.

6 ) منابع :

1- فرهادی ، مرتضی ، موزه هایی در باد ، دانشگاه علامه طباطبایی ، تهران ، 1377

2- خسرو تهرانی ، خسرو ، چینه شناسی پرکامبرین و پالئوزورئیک ، دانشگاه تهران ، 1364

3- درویش زاده ، علی ، زمین شناسی ایران ، امیرکبیر ، تهران ، 1383

4- ناصری فرد ، محمد ، سنگ نگاره های ایران (نمادهای اندیشه نگار) -1388.
 
5- ناصری فرد ، محمد ، موزه های سنگی ، هنرهای صخره ای ( سنگ نگاره های ایران)  -1387  http://homayen.com

6- Thiele, and other ( 1968 ): Golpaygan quadrangle map.scal 1:250,000 whit Explanatory text.Geol.surv.Iran.Geol.Quad.ES.


 

سنگ نگاره های بی بدیل درگلپایگان

در ادامه ی پژوهش برروی سنگ نگاره های ایران ، به دنبال خط سیر سنگ نگاره های تیمره ( محوطه های قیدو، مزاین ، غرقاب و کوچری) به روستای قرغن از توابع شهرستان گلپایگان در استان اصفهان رسیدیم.این روستا حدود40 کیلومتری غرب گلپایگان قرار دارد. وقتی به روستا رسیدیم متوجه شدیم که مغازه ای کوچک مواد غذایی و دیگر مایحتاج روستا را می فروشد، آنجا رفتیم ، هوا گرم بود، نوشابه ای خریدیم. وقتی مشغول نوشیدن بودیم، در مقابل خودمان تخت سنگ بزرگی دیدیم که برروی آن یک خانه ی مسکونی ساخته شده بود. از دور خطوط در همی دیده می شد . نوشابه را نیمه تمام به صاحب مغازه دادیم و به آنجا رفتیم . وقتی به آنجا رسیدیم از تعجب چشمانمان سیاهی  رفت ، منظره ای مسحور کننده بود.

 

 درست وسط روستا این تخته سنگ بزرگ پراز انواع نقوش و ساختمانی برروی آن ساخته شده بود. بیش از 90 در صد نقوش بزکوهی بود که همه ی آنها به طریق ضربه زدن های پی در پی( کوبشی، Pecking )حکاکی شده بودند. عمق حکاکی ها بین 1 تا 3 میلیمتر بود که جهت اغلب نقوش که بز کوهی بودند ، روبه سمت راست ، یعنی شرق بود. این کار تصادفی نبوده، امکان انگیزه ی خاصی دراین کارکرد وجود دارد. تعداد کل آنها برروی دوتخته سنگ جدا از هم به بیش از 50 مورد می رسد. در زمانی که این نقوش حکاکی شده اند ، روستا وجود نداشته  ، بلکه بعدها روستا روی این سنگ های پراز نقوش ساخته شده است و پیشینه ی روستا به دوره ی اسلامی می رسد.

 

 قدمت اغلب نقوش باتوجه به ریز فرسایش های ایجاد شده و هوا زدگی سطوح حکاکی ها، در مقایسه با نمونه های مشابه آنها در میمندکرمان و ارنان یزد در داخل ایران و دیگر نمونه های مشابه آنها در خارج از کشور( ارمنستان و قرقیزستان) به هزاره 2تا 6ق.م. می رسد که برای سال یابی دقیق تر باید ازعلوم تحلیل ریز فرسایش و... کمک گرفت. این زیباترین و بی بدیل ترین روستایی است که با این شکل در ایران و شاید درجهان وجود دارد. این روستا باشرایطی که ذکر شد می تواند یکی از بهترین جاذبه های گردشگری ایران و شاید جهان باشد. فضای این روستا ، به طریقی یاد آور روستای تاریخی میمند است. لازم به ذکر است که در نقاط دیگر گلپایگان همچون : غرقاب ، کوچری ، هاجیله و اطراف هورسانه نیز سنگ نگاره های متعدد و متنوعی وجود داردکه قبلاً درکتابهای موزه هایی در باد، اثر دکترمرتضی فرهادی و موزه های سنگی ،هنرهای صخره ای (سنگ نگاره های ایران) اثرنگارنده به تفصیل به آنها پرداخته شده است.