خط پهلوی یکی از خطوط مورد استفاده در ایران باستان بوده است.این خط در دوران ساسانیان رواج زیادی داشته و به دو صورت پهلوی معمولی در اوایل دوران ساسانیان (حدودا هزار و هشتصد سال پیش) و پهلوی تحریری در اواخر دوران ساسانیان(حدودا هزار و چهارصد سال پیش) نوشته می شده است.در پایان مطلب در مورد خط پهلوی توضیحاتی داده شده است.
پس از کشف سه سنگ نوشته پهلوی در بهار امسال در مجموعه سنگ نگاره های کوچری گلپایگان ،موفق به کشف یک کتیبه پهلوی گرافیکی دیگر شدیم. این کتیبه که بسیار هنرمندانه حکاکی شده است ،بصورت عمودی بر روی تخته سنگی که به سمت مشرق با شیبی حدودا سی درجه ای وجود دارد .متن آن به علت قدمت بالا به سختی قابل مشاهده است و فقط در شرایط مناسب نوری می توان آنرا دید.در سنگ نگاره های گلپایگان با کشف اخیر پنج کتیبه پهلوی وجود دارد که دو تای آنها کتیبه پهلوی معمولی و سه تای دیگر پهلوی تحریری هستند و از این لحاظ در کشور ممتاز است.
در این مطلب اشاره کوتاهی به سنگ نبشته های پهلوی گلپایگان می کنیم.
نخست سنگ نگاره تازه کشف شده:
سنگ نبشته پهلوی تنگ غرقاب :
این سنگ نبشته که توسط گروه پژوهشگران سنگ نگاره های گلپایگان در اوایل امسال کشف شد دارای سه کتیبه پهلوی جداگانهمی باشد که یکی از آنها پهلوی گسسته یا معمولی است و دو تای دیگر آن پهلوی کرافیکی(تحریری یا کتابی) است . کتیبه اول بر روی سنگی در حدود 80سانتیمتر در یک متر قرار دارد که هم پهلوی گرافیکی و هم پهلوی گسسته بر روی آن وجود دارد(مجموعا سه خط).بر روی این تخته سنگ نقش بز کوهی نیز به چشم می خورد. در کتیبه دوم که حدودا 50 در 40 سانتیمتر است چهار خط پهلوی گرافیکی وجود دارد،در کنا این خطوط نقش چند بزکوهی هم به چشم می خورد. اما کتیبه سوم حدودا 30در 30 سانتمیتر اندازه دارد دارای پنج خط پهلوی گرافیکی کوتاه است.ای سه کتیبه در کنار هم با شیبی حدودا 30 درجه ای نسبت به افق در جهت جنوب شرقی جلوه نمایی می کنند .این سه کتیبه نیز در دست ترجمه می باشد.
به راستی نگارنده این آثار بی بدیل چه کسانی بوده اند؟ چه در ذهن داشته اند؟ و در چه شرایطی نوشته اند؟هنرمندان روزگان کهن بر اساس چه اعتقاداتی بر روی سنگ می نوشته اند؟ به راستی که چه زیبا نگاشته و چه دل انگیز نوشته اند!
خط پهلوی نام یک دستهٔ کلی از دبیرههایی است که برای نوشتن زبان(های) فارسی میانه (شامل پهلوی اشکانی) به کار میرفتهاند. تمام این خطها ریشه در خط آرامی دارند[۱] و مانند آرامی از راست به چپ نوشته میشدهاند.
دبیرههای پهلوی را معمولاً به زیرشاخههای زیر تقسیم میکنند:
آ)پهلوی اشکانی (کتیبهای و گسستهاست)
ب)پهلوی ساسانی (یا پهلوی زرتشتی):
{1-پهلوی گسسته (یا پهلوی کتیبهای)
2-پهلوی پیوسته (یا پهلوی کتابی)
ج) پهلوی زبوری یا مسیحی
این دبیرهها گرچه اصل و ریشهای یکسان و شباهتهایی با هم دارند، تفاوتشان به حدیاست که جداگانه از آنها یاد شود. خود واژهٔ پهلوی برگفته از پهلو است که خود صورتی از واژهٔ پرثوه (که صورت باستانی واژهٔ پارت است) میباشد.
به طور کلی خط پهلوی خطی پر ابهام به شمار میرود و ابهام بعضی گونههای آن نظیر پهلوی کتابی بیشتر از آنِ بقیهاست. در گونههای منفصل بیشترین جنبهٔ ابهام به علت دلالت یک نویسه بر چندین واج است؛ مثلاً در پهلوی ساسانی کتیبهای نویسهٔ « » میتواند دلالت بر صامت «ر» «و» یا مصوت «او» کند. در گونهٔ متصل علاوه بر این گونه ابهامات مشکل دیگری نیز پدیدار میگردد: اتصال چند حرف به یکدیگر باعث شباهت مجموعه حروف به حرفی دیگر میشود.
*(خاصیت دیگری که در تمام گونههای خط پهلوی وجود دارد وجود هزوارش در نوشتههاست. هزوارش که به صورت هزوارشن و اوزوارشن و صورتهای مشابه دیگر هم در زبان فارسی آمدهاست به این معنی است که در نوشتن متنهای پهلوی گاه کلمهای را به آرامی مینوشتند لیکن هنگام قرائت فارسی میخواندند. مثلاً ملک مینوشتند و هنگام قرائت شاه میخواندند. باید توجه داشت که هزوارش با وامواژه تفاوت دارد. وامواژه یک عادت زبانیاست در حالی که هزوارشن تنها یک عادت رسمالخطیاست. برای علت یا دلیل وجود هزوارشن در نوشتههای پهلوی حدسهای گوناگونی زدهاند. یکی از این حدسها این است که از آنجا که سنت دبیری خاص آرامیان بودهاست بسیاری این واژهها در نوشتار وارد شدهاند اما از آنجا که اربابان این دبیران آرامی نمیدانستند این واژهها هنگام برخوانی از بهر ایشان به فارسی برگردانده میشدند.)*
خط پهلوی که خطی پر ابهام بود برای ثبت دقیق اصوات مفید نبود و حتی میتوانست باعث اشتباه در قرائت شود. از این رو در زمان ساسانیان برای نوشتن اوستا خط اوستایی از روی خط پهلوی کتابی ابداع شد. خط اوستایی خطی فوقالعاده دقیق و بدون ابهام بود و حرفهای آن منفصل بودند (جز چند مورد معدود لیگاتور که اصلی متأخرتر دارند). در بعضی متنهای پهلوی واژههای دشوار و دور از ذهن گاه به خط اوستایی نوشته میشدند.
معمولاً ایرانشناسان برای مطالعه و اندرنگرش متنهای پهلوی آنها را به خط لاتینی بر میگردانند. این برگردانیدن به دو صورت حرفنویسی و آوانویسی صورت میپذیرد. در مرحلهٔ اول متن را به دبیرهٔ لاتینی حرفنویسی میکنند و در مرحلهٔ بعد آن را آوانویسی میکنند. به خاطر ابهام خط پهلوی حتی حرفنویسی متنها هم کار چندان آسانی نیست. در برخی موارد خصوصاً آنِ مربوط به خط پهلوی کتابی گاه بر سر صورت حرفنویسیشدهٔ واژه میان ایرانشناسان اختلاف نظر وجود میدارد. آوانویسی خط پهلوی هم دشواریهای زیادی میدارد. نخست اینکه در خط پهلوی مصوتهای کوتاه نشانهٔ جدا و ویژهای نمیدارند. دوم اینکه مصوتهای بلند را گاه به صورت صامت هم میتوان در نظر گرفت. این دو خصیصهٔ ذکر شده در خط امروزی فارسی هم وجود میدارد. (مثلاً شاپور را شاپوَر هم میتوان خواند) دیگر آنکه در خط پهلوی املای تاریخی و شبهتاریخی فراوان یافت میشود از این رو صورت نوشتهٔ کلمات لزوماً صورت ملفوظ آنها در زمان کتابت متن نیست.
منابع:
کتاب موزه هایی در باد –دکتر مرتضی فرهادی
کتاب موزه های سنگی و هنرهای صخره ای .محمد ناصری فرد
به نام خدا
چکیده
نگاره های سنگی از قدیمی ترین آثار زندگی بشری می باشند، نگاره هایی که با ابزار های ابتدایی بر روی کوه ها و دیواره ی غار ها نقش بسته اند.کشف این نگاره ها و بررسی دقیق آن ها می تواند اطلاعات بی شماری از تاریخ و جغرافیای محل کشف به ما بدهد.
در این مقاله که گزارشی است از یکی از این مناطق ، پس از معرفی و بررسی منطقه ، مختصری در مورد چینه شناسی منطقه بحث شده است. همچنین بررسی و گزارش نقوش و نگاره ها نیز مفصلا در این مقاله آورده شده است.
1) مقدمه
6 ) منابع :
1- فرهادی ، مرتضی ، موزه هایی در باد ، دانشگاه علامه طباطبایی ، تهران ، 1377
2- خسرو تهرانی ، خسرو ، چینه شناسی پرکامبرین و پالئوزورئیک ، دانشگاه تهران ، 1364
3- درویش زاده ، علی ، زمین شناسی ایران ، امیرکبیر ، تهران ، 1383
6- Thiele, and other ( 1968 ): Golpaygan quadrangle map.scal 1:250,000 whit Explanatory text.Geol.surv.Iran.Geol.Quad.ES.
در ادامه ی پژوهش برروی سنگ نگاره های ایران ، به دنبال خط سیر سنگ نگاره های تیمره ( محوطه های قیدو، مزاین ، غرقاب و کوچری) به روستای قرغن از توابع شهرستان گلپایگان در استان اصفهان رسیدیم.این روستا حدود40 کیلومتری غرب گلپایگان قرار دارد. وقتی به روستا رسیدیم متوجه شدیم که مغازه ای کوچک مواد غذایی و دیگر مایحتاج روستا را می فروشد، آنجا رفتیم ، هوا گرم بود، نوشابه ای خریدیم. وقتی مشغول نوشیدن بودیم، در مقابل خودمان تخت سنگ بزرگی دیدیم که برروی آن یک خانه ی مسکونی ساخته شده بود. از دور خطوط در همی دیده می شد . نوشابه را نیمه تمام به صاحب مغازه دادیم و به آنجا رفتیم . وقتی به آنجا رسیدیم از تعجب چشمانمان سیاهی رفت ، منظره ای مسحور کننده بود.
درست وسط روستا این تخته سنگ بزرگ پراز انواع نقوش و ساختمانی برروی آن ساخته شده بود. بیش از 90 در صد نقوش بزکوهی بود که همه ی آنها به طریق ضربه زدن های پی در پی( کوبشی، Pecking )حکاکی شده بودند. عمق حکاکی ها بین 1 تا 3 میلیمتر بود که جهت اغلب نقوش که بز کوهی بودند ، روبه سمت راست ، یعنی شرق بود. این کار تصادفی نبوده، امکان انگیزه ی خاصی دراین کارکرد وجود دارد. تعداد کل آنها برروی دوتخته سنگ جدا از هم به بیش از 50 مورد می رسد. در زمانی که این نقوش حکاکی شده اند ، روستا وجود نداشته ، بلکه بعدها روستا روی این سنگ های پراز نقوش ساخته شده است و پیشینه ی روستا به دوره ی اسلامی می رسد.
قدمت اغلب نقوش باتوجه به ریز فرسایش های ایجاد شده و هوا زدگی سطوح حکاکی ها، در مقایسه با نمونه های مشابه آنها در میمندکرمان و ارنان یزد در داخل ایران و دیگر نمونه های مشابه آنها در خارج از کشور( ارمنستان و قرقیزستان) به هزاره 2تا 6ق.م. می رسد که برای سال یابی دقیق تر باید ازعلوم تحلیل ریز فرسایش و... کمک گرفت. این زیباترین و بی بدیل ترین روستایی است که با این شکل در ایران و شاید درجهان وجود دارد. این روستا باشرایطی که ذکر شد می تواند یکی از بهترین جاذبه های گردشگری ایران و شاید جهان باشد. فضای این روستا ، به طریقی یاد آور روستای تاریخی میمند است. لازم به ذکر است که در نقاط دیگر گلپایگان همچون : غرقاب ، کوچری ، هاجیله و اطراف هورسانه نیز سنگ نگاره های متعدد و متنوعی وجود داردکه قبلاً درکتابهای موزه هایی در باد، اثر دکترمرتضی فرهادی و موزه های سنگی ،هنرهای صخره ای (سنگ نگاره های ایران) اثرنگارنده به تفصیل به آنها پرداخته شده است.